شير على خان لودى
236
تذكرهء مرآة الخيال ( فارسي )
در غايت فربهى ، و مردم از جزاير اطراف آمده ، صيد كنند . اين دريا موج و آشوب از ديگر بحرها كمتر دارد و عجائبات زياده . بحر ازاق - ازآنرو خوانند كه ازاق موضعيست بر ساحل افتاده . گويند آب وى جريان دارد و مصبّ بحر روم است ، بعد از آنكه از اسطنبول مىگذرد ، و چون كشتى از ولايت ازاق به بحر روم روان گردد به آسانى بگذرد به جهت آنكه آب بدان طرف جاريست ، و اگر از بحر روم به جانب ازاق رود به دشوارى مىگذرد ، چه آب به استعلا مىآيد . و اين بحر مىكشد از اجرون كه بر شرقى اسطنبول است به جانب شمال مايل به شرق تا به شهرى كه آن را كترو خوانند ، و اين آخر بلاد اسطنبول است ، و همچنين مىكشد از كترو به جانب مشرق تا به شهر ارطرون به حدّى كه طول آن شصت و چهار درجه و نيم است و عرض چهل و شش درجه و پنجاه دقيقه ، و بر جانب شرقى آن شهريست كه آن را طابان گويند و آن سرحدّ مملكت چنگيزخان است كه به دشت قبچاق شهرت دارد . و شريف ادريسى در يكى از مصنّفات خود آورده كه طول اين بحر يكهزار و سيصد ميل است . و در او شش جزيره است ، از آن جمله جزيرهاى بزرگ است غير مسكون . و كوهى بلند دارد كه تمامى آن سنگ مرمر است . * * و غير از اين بعضى درياها نيز نوشتهاند كه شعب همين بحار است . و [ كعب الاحبار ] 161 گويد حق - سبحانه و تعالى - هفت بحر بدين تفصيل آفريده است : اوّل بحر محيط كه آن را [ بنطش ] 162 گويند ، دوم بحر فيش ، سيم بحر اصمّ ، چهارم بحر مظلم ، پنجم بحر مرماس ، ششم بحر ساكن ، هفتم بحر ماكى . و هريكى از اين بحرها بر ديگرى محيط است كما قال اللّه تعالى : وَ الْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ . بحار عظيمه اين است ، و اين درياها كه به دو رسند ، خليجهاست . امّا آن بحار جز بارى تعالى نداند كه كجاست ، و در آن بحار من الخلائق و الحيوانات ما لا يعلمها إلّا اللّه . از اينجا وسعت آن و سرعت سير كواكب خيال توان نمود .